علوم قرآن و حدیث / علوم و معارف قرآن / دانشگاه قرآن و حدیث / قم / ایران . فلسفه غرب / فلسفه / دانشگاه مفید / قم / ایران
10.22059/jqst.2026.414899.670647
چکیده
پژوهش پیشرو، با هدف واکاوی جغرافیایی و معناشناختی واژگان « بحر » و « یمّ » در قرآن کریم، به دنبال تبیین مصادیق عینی این مفاهیم در بستر جغرافیای تاریخی عصر نزول است. این پژوهش با روشی تطبیقی و مبتنی بر تحلیل لغوی (عربی و سریانی)، بسامد کاربرد این واژگان (41 بار «بحر» و 7 بار «یمّ») و سیاق آیات، به بررسی دلالتهای این اصطلاحات پرداخته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که این واژگان در قرآن نه صرفاً مفاهیمی عام، بلکه غالباً به عنوان اسمای معرفه برای ارجاع به پهنههای آبیِ شناختهشده برای مخاطبان نخستین بهکار رفتهاند. پژوهش حاضر با طبقهبندی آیات در سه حوزه «روایی ـ تاریخی، آفاقی ـ نشانهشناختی و تمثیلی ـ قیامتی»، شواهد روشنی ارائه می دهد که در آیات بحر و یم، مصداق «خلیج عقبه» و مناطق مجاور آن (نظیر مدین و طور سینا) کانون جغرافیایی اصلی برای رویدادهای مرتبط با این واژگان است. چنین تمرکزی گویای آن است که کاربردهای قرآنی «بحر» و «یمّ» هرچند از نظر مفهومی عاماند، اما در سطح مصداقی، به پهنهای مشخص از جغرافیای خاور نزدیک اشاره دارند. بر این اساس، جغرافیا در قرآن، صرفاً زمینه روایت نیست، بلکه عنصری مؤثر در شکلگیری دلالتهای معنایی و تاریخی متن به شمار میآید.