<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های قرآن و حدیث</title>
    <link>https://jqst.ut.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های قرآن و حدیث</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 16 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 16 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل محتوایی عبارت مشهور «الْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَات»</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_104871.html</link>
      <description>منزلت و عظمت جایگاه مادر از مسلماتی است که در آیات و روایات، بدان بسیار پرداخته شده است. انتساب &amp;amp;laquo;الْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَات&amp;amp;raquo; به نبی اکرم (ص) بسیار رایج و شایع است؛ در حالی که شماری از محققان آن را از برخوردار از اعتبار سندی نمی‌دانند. با این حال، با توجه به شهرت این سخن میان عموم مردم و حتی برخی عالمان شیعه و اهل سنت، و با لحاظ این قاعده که شهرت، جبران ضعف سند می‌کند، توجه به محتوای آن و تحلیل مفاد آن ضروری می‌نماید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه به علم فقه الحدیث در پی خوانش و فهم صحیح از این روایت تحلیل و بررسی برداشت‌ها و تفاسیر ممکن از این سخن مشهور، با بررسی احادیث مشابه، تحلیل واژگانی و فضای گفتمانی حدیث است تا به این سوال پاسخ داده شود که این روایت مشهور تا چه اندازه می‌تواند مورد اعتماد باشد؟ یافته‌های تحقیق، حاکی از آن است که با توجه به روایات مشابه و خوانش‌های گوناگون، در مجموع، چهار تفسیر و برداشت برای این عبارت مشهور، وجود دارد که از این میان شاید &amp;amp;laquo;رسیدن به بهشت، در گرو عملکرد مادران است&amp;amp;raquo;، دقیق‌ترین برداشت ممکن باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از یوسف نبی(ع) تا مهدی موعود(عج)‏ تأملی تطبیقی در مفهوم «غیبت» و «ناشناختگی»</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106502.html</link>
      <description>در سنت روایی شیعه، یکی از مهم‌ترین تأویل‌های تفسیری برای تبیین وضعیت غیبت حضرت ولی عصر(عج)، مقایسۀ آن با داستان یوسف(ع) و برادرانش به روایت قرآن کریم است. در روایتی بلند از حضرت امام جعفر صادق(ع)، بر شباهت میان وضعیت وجودی مهدی موعود(عج) و داستان یوسف نبی(ع) تأکید شده‌است؛ شباهتی که فراتر از پنهان‌زیستی یا غیبت فیزیکی، بر &amp;amp;laquo;ناشناختگی&amp;amp;raquo; حجت الاهی نزد مردمان تأکید دارد. مسئلۀ محوری این مقاله تحلیل تطبیقی دلالت‌های معرفتی و تفسیری این روایت در نسبت با آیات سوره یوسف است. هدف پژوهش آن است که با تمرکز بر دو ساحت &amp;amp;laquo;غیبت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ناشناختگی&amp;amp;raquo;، نشان دهد چگونه روایت امام صادق(ع)، داستان یوسف(ع) را به‌مثابۀ الگوی تأویلی برای توضیح وضعیت منجی عالم بشریت به‌کار می‌گیرد. این مقاله بر پایۀ روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از داده‌هایی که با استفاده از منابع کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند، به تحلیل متن قرآن و روایت مورد نظر در دو منبع روایی بحارالأنوار و الغیبه نعمانی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که در این روایت، غیبت امام عصر(عج)، نه صرفاً مفهومی زمانی یا تاریخی، بلکه امری معرفت‌شناختی است که شناخت نهایی را در تعلیقی الاهی قرار می‌دهد. روایت مذکور، با ارجاع به ناشناختگی یوسف نزد برادرانش، الگوی &amp;amp;laquo;حضورِ غایب&amp;amp;raquo; را صورت‌بندی می‌کند و از خلال آن، به تبیین فلسفۀ ناشناخته‌ماندن حجت الاهی در دوران غیبت می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انتقادی ادله و مبانی تفسیر تنزیلی قرآن و جایگاه روش‌شناختی آن‏</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106503.html</link>
      <description>تفسیر تنزیلی، به عنوان رویکردی نوظهور در حوزۀ مطالعات قرآنی، درصدد بازسازی فضای نزول و کشف سیر تدریجی تربیت و تشریع است که در دهه‌های اخیر مورد توجه قرآن‌پژوهان قرار گرفته‌است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با هدف تبیین، نقد و بررسی ادلۀ عقلی و نقلی و مبانی روش‌شناختی این رویکرد تفسیری انجام شده‌است. یافته‌های پژوش نشان می‌دهد که مهم‌ترین ادلۀ‌ موافقان، استناد به مصحف امام علی (ع)، روایات عدم منع، اجتهادی بودن ترتیب مصحف کنونی و مطابقت با سیرۀ ابلاغی پیامبر (ص) است. در کنار این ادله، مبانی‌ای همچون هدایت‌گری، تکیه بر قرآن در فهم، تدریج در نزول، تداخل آیات در سور، تناسب آیات و سور، عدم تعارض میان آیات و تناسب سور متوالی‌النزول مطرح شده‌اند. بررسی دقیق این مبانی و ادله نشان می‌دهد، گرچه این روش تفسیری در بازسازی فضای نزول و فهم سیر تدریجی تشریع مزایایی دارد؛ اما ادله قاطع بر لزوم انحصار یا اولویت مطلق آن با چالش‌های جدی تاریخی، روش‌شناختی و نقلی مواجه است. این روش به تنهایی قادر به ارائه تفسیری جامع از قرآن نیست و باید به عنوان یک روش مکمل در کنار دیگر روش‌ها، به ویژه تفسیر ترتیبی (مصحفی) و موضوعی، به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعجاز کتاب‌های آسمانی در پرتو بازاندیشی تحدی قرآنی‏</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106504.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بازاندیشی در مفهوم &amp;amp;laquo;تحدی&amp;amp;raquo; و بررسی امکان تعمیم آن به کتاب‌های آسمانی پیشاقرآنی، به‌ویژه تورات و انجیل نخستین، سامان یافته‌است. نظریه‌های رایج کلامی، اعجاز این کتاب‌ها را به دلیل فقدان تحدی نفی کرده‌اند. در برابر، دیدگاه رقیب با رویکردی قرآنی-کلامی و روش توصیفی-تحلیلی، الگویی نوین از تحدّی پیشنهاد می‌کند که در کنار &amp;amp;laquo;تحدّی لفظی&amp;amp;raquo; متعارف، گونۀ مغفول &amp;amp;laquo;تحدّی حالی/مقامی&amp;amp;raquo; را نیز در بر می‌گیرد. تحلیل سیرۀ حضرت موسی (ع) و فرایند نزول تورات نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از شرایط تاریخی، احتجاجات علنی و رخدادهای خارق‌العاده، عملاً کارکرد تحدی را تحقق بخشیده‌اند.بررسی تطبیقی آیات تحدی در قرآن کریم نیز آشکار می‌سازد که معیارهای تحدی در قرآن، همچون &amp;amp;laquo;نفی مماثلت بشری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مصونیت از اختلاف&amp;amp;raquo;، اختصاص به قرآن نداشته و در مواردی به‌صراحت یا به‌گونه‌ای ضمنی به سایر کتاب‌های وحیانی نیز تعمیم یافته‌است. نمونه‌هایی همچون آیۀ ۴۹ سورۀ قصص که مشرکان را به ارائه کتابی هدایت‌بخش‌تر از تورات فرامی‌خواند، یا آیۀ ۸۲ سورۀ نساء که سلامت از اختلاف را معیار الهی بودن هر کتاب وحیانی می‌داند، مؤید این عمومیت است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بازشناسی تحدی در دو سطح لفظی و حالی زمینه ردّ انکار مخالفان را مهیا ساخته و وجود شواهد تحدی در قرآن نسبت به تورات و انجیل، می‌تواند مبنایی برای بازسازی نظریه اعجاز این کتاب‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چرایی دعوت جن به تحدی در قرآن کریم‏</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106505.html</link>
      <description>خداوند متعال برای اثبات الهی بودن قرآن، در آیاتی پرشمار مخاطبان را به مبارزه دعوت کرده‌است که از آن به تحدی تعبیر می‌شود. در بیشتر این آیات، انسان‌ها مخاطب تحدّی هستند؛ اما در آیه ۸۸ سوره اسراء (قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ &amp;amp;hellip;)، &amp;amp;laquo;جن&amp;amp;raquo; به‌صراحت در کنار &amp;amp;laquo;انسان&amp;amp;raquo; به مبارزه دعوت شده‌است. با توجه به تفاوت ماهوی این دو موجود و ناشناختگی نسبی جن برای مخاطبان بشری، علت گنجاندن جن در کنار انسان و چرایی تحدی به آنها، نیاز به واکاوی دارد که جنبه‌های گوناگون آن، در تفاسیر و پژوهش‌های علوم قرآنی به صورت بسیار محدود و پراکنده مورد بررسی قرار گرفته‌است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ انتقادی و با تکیه بر داده‌های درون‌متنی قرآن و بررسی دیدگاه مفسران، در پی تبیین علل دعوت جن به تحدّی در آیه یادشده‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد دعوت جن، رویکردی چندوجهی و حکیمانه دارد که در سه سطح قابل تحلیل است: نخست از جهت دلایل کلامی-تفسیری از جمله تکلیف و اختیار جن، توانایی انجام کارهای فرابشری و همسویی آیه با آیات دیگر قرآن. دوم توجه به ملاحظات فرهنگی عصر نزول، به‌ویژه باور مشرکان عرب دربار‌ۀ نقش جن در الهام شاعران و نسبت‌دادن قرآن به القائات جنیان؛ و سوم ملاحظات بلاغی قرآن از جمله توجه به وجوهی فراتر از اعجاز لفظی مانند اعجاز غیبی و اعجاز تأثیری.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌شناسی تضرع در قرآن کریم با تأکید بر آداب، اهداف و موانع‏</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106506.html</link>
      <description>تضرع از عمیق‌ترین جلوه‌های بندگی در قرآن کریم است که پیوندی مستقیم با ایمان، دعا و خشوع دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مفهومی این واژه و تبیین آداب، اهداف و موانع آن، می‌کوشد جایگاه تضرع را به‌عنوان عبادتی اثرگذار در حیات فردی و اجتماعی انسان روشن سازد. اهمیت این موضوع از آن روست که تضرع در منطق قرآن، فراتر از یک حالت روحی یا واکنشی عاطفی، نقشی اساسی در تقرب به خداوند، اصلاح رفتار، حفظ و تداوم نعمت‌های الهی و رهایی از غفلت، خودبینی و دنیاطلبی دارد. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تفسیر موضوعی قرآن کریم است. در این مطالعه، مادۀ لغوی &amp;amp;laquo;ضرع&amp;amp;raquo; و مشتقات آن در آیات قرآن بررسی شده و کارکردهای ساخت‌واژه‌ای، صرفی و سیاقی آن در تبیین پویایی، استمرار و عمق حالت تضرع تحلیل شده‌است. افزون بر این، الگوهای رفتاری پیامبران الهی در تضرع و خشوع، به‌عنوان نمونه‌های عینی و تربیتی، بررسی شده تا نقش این مفهوم در شکل‌دهی به شخصیت ایمانی انسان روشن گردد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تضرع آمیخته با خشوع و خضوع قلبی، موجب تقرب بیشتر انسان به خداوند، افزایش اثربخشی دعا، اصلاح رفتار و دفع بلاها می‌گردد و تحقق این عبادت مستلزم رعایت آداب، شرایط و بهره‌گیری آگاهانه از اسباب مناسب است و استمرار تضرع، عامل اساسی در رشد معنوی، اخلاقی و دریافت فضل الهی به‌شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ تاریخی گستره کاربست تقیه از سوی امام صادق (ع) در مواجهه با عالمان هم عصر‏</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106507.html</link>
      <description>تقیه به‌عنوان یکی از آموزه‌های بنیادین در اندیشه شیعی، همواره در حوزه‌های کلامی، اصولی و فقهی مورد توجه پژوهشگران بوده‌است؛ اما بررسی این مفهوم در بستر تحولات تاریخی و در پیوند با شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی عصر امام صادق (ع) کمتر به‌صورت نظام‌مند دنبال شده‌است. گسترش کم‌سابقۀ فضای علمی در روزگار امام صادق (ع)، همراه با نقش تعیین‌کننده ایشان در بنیان‌گذاری و تبیین اصول مکتب تشیع، زمینه‌ای فراهم آورده‌است که پرسش از گستره و میزان کاربست تقیه در مواجهه با عالمان و دانشمندان هم‌عصر ایشان اهمیت ویژه‌ای یابد. مقاله پیش‌رو با طرح این پرسش که امام صادق (ع) تا چه اندازه در برابر نخبگان علمی زمان خویش ناگزیر به رعایت تقیه بوده‌اند، با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و برپایه منابع کتابخانه‌ای فرضیه‌ای را پی می‌گیرد که بر اساس آن اثبات کند: کاربست تقیه بیش از آن‌که ریشه در ضرورت‌های معرفتی داشته باشد، محصول ملاحظات دیگری چون مسائل سیاسی‌-‌اجتماعی مرتبط با خلفای هم‌عصر و جامعه زیسته خود بوده‌است. در این راستا می‌توان نشان داد که در پرتو عواملی همچون: سیالیت جریان‌های فکری، ناتمام‌بودن شکل‌گیری مکاتب فقهی و کلامی، جایگاه ممتاز علمی امام صادق (ع) در قیاس با رقبای هم‌عصر، و تمایز میان عموم مردم با اهل علم، امام در عرصه علمی نیاز اندکی به بهره‌گیری از تقیه داشته‌اند. یافته‌های این پژوهش، حاکی از آن است که فضای علمی پویای آن دوره امکانی فراهم آورد تا امام صادق (ع) آموزه‌های مهم شیعی را با کمترین ضرورت در خصوص توسل به تقیه در برابر عالمان هم‌عصر خویش تبیین و تثبیت کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازکاوی معنای ظلوم در آیه امانت</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106508.html</link>
      <description>آیۀ هفتادودوم سورۀ احزاب مشهور به آیۀ امانت یکی از آیات پر چالش میان قرآن‌پژوهان است. مطابق ظاهر آیه، خداوند امانت را به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کرد اما آنها از پذیرش آن خودداری کردند ولی انسان که ظلوم و جهول بود آن را حمل کرد. اغلب مفسران با فرض معنای متبادر از ظلوم یعنی ستمگر، و جهول یعنی نادان به تفسیر آیه پرداخته‌اند و به حل تعارض میان مفاد صدر و ذیل آیه توجه داشته‌اند. تعارض میان امانت الهی و ستمکار و نادان بودن انسان مشکل اصلی آیه است. برخی از مفسران برای حل این مشکل با نفی عمومیت مفهوم انسان آیه را محدود به انسان‌هایی دانسته‌اند که به سبب ظلم و جهل به امانت الهی خیانت کرده‌اند. برخی نیز ظلوم و جهول بودن را از قابلیت‌های انسان می‌دانند تا اسباب حمل امانت فراهم باشد. دیدگاه‌های دیگری نیز مطرح شده اما از منظر این مقاله در هیچ کدام از آنها مشکل آیه حل نشده‌است. این مقاله نشان می‌دهد مصادیق امانت و جهل انسان مشکل‌ساز نیست. مسأله اصلی معنای واژه &amp;amp;laquo;ظلوم&amp;amp;raquo; است. با واکاوی معنای &amp;amp;laquo;ظلوم&amp;amp;raquo; در لغت و ادبیات عرب و ملاحظۀ مقاصد سورۀ احزاب و سایر آموزه‌های قرآن، روشن می‌شود &amp;amp;laquo;ظلوم&amp;amp;raquo; بودن انسان نه به معنی ستمگری ذاتی و جبلی، و نه ظلم به خود یا دیگری بلکه به معنی قدرت تحمّل رنج‌ها و سختی‌ها است و برابرنهاده &amp;amp;laquo;رنجور&amp;amp;raquo; برای &amp;amp;laquo;ظلوم&amp;amp;raquo; مناسب به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأویل ادبی آیات کلامی در منظومۀ فکری شریف مرتضی‏ گونه‌شناسی چالش‌های کلامی و معرفی ابزارهای ادبی در الأمالی</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106509.html</link>
      <description>این پژوهش به منظور بازشناسی مبنای فکری و رویکرد جریان عقل‌گرای بوم بغداد قرن چهارم به یکی از معدود آثار شیعی-معتزلی یعنی غرر الفوائد ودرر القلائد اثر شریف مرتضی پرداخته که با رویکرد رفع شبهات به طرح آیات کلامی و تأویل آنها همت گماشته و سعی در ایجاد ائتلاف میان آیات و روایات با مبانی عقلی شیعی-معتزلی نموده‌است. پژوهش حاضر ضمن بررسی آیات چالش برانگیز کلامی در امالی با روش توصیفی-تحلیلی به معرفی و دسته‌بندی چالش‌های کلامی موجود در این آیات و نیز عملکرد تأویلی مرتضی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که آیات کلامی مطروحه، در ذیل چهار دستۀ جبر با 41.1 درصد، صفات خبریه با 26.4 درصد، افعال قبیح با 20.5 درصد و عصمت با 11.7 درصد قرار می‌گیرد. شریف مرتضی به طرح 93 وجه تفسیری برای پاسخ به شبهۀ 31 آیۀ کلامی در امالی پرداخته و از 17 ابزار ادبی در تأویلات کلامی خویش بهره گرفته‌است؛ مهم‌ترین این ابزارها عبارت‌اند از: &amp;amp;laquo;ارائۀ معنای مجازی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تخصیص مدلول واژه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تغییر متعلَق فعل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توجیه عقلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اشتراک لفظ&amp;amp;raquo;. در میان انواع چالش‌های کلامی، مهم‌ترین ابزار مورد استفاده &amp;amp;laquo;ارائۀ معنای مجازی&amp;amp;raquo; است که در 25.5 درصد از وجوه بیان‌شده در ذیل چالش &amp;amp;laquo;جبر&amp;amp;raquo;، 42.8 درصد از وجوه چالش &amp;amp;laquo;صفات خبریه&amp;amp;raquo;، 37.9 درصد از وجوه چالش &amp;amp;laquo;افعال قبیح&amp;amp;raquo; و 27.7 درصد از وجوه چالش &amp;amp;laquo;عصمت&amp;amp;raquo; به‌کاررفته‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نجاست یا طهارت خمر در آیات و روایات‏ تحلیلی فقه‌الحدیثی</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106510.html</link>
      <description>مساله نجاست یا طهارت خمر از مباحث اختلافی در فقه اسلامی است که آثار عملی مهمی در حوزه عبادات دارد. با وجود شهرت قول به نجاست خمر در میان فقیهان امامیه، میزان دلالت آیات و روایات بر این حکم محل تردید است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد فقه الحدیث، آیات و روایات مرتبط با خمر را بازخوانی کرده و آنها را از حیث ارزش سندی و دلالت بررسی می‌کند. بررسی قرآنی نشان می‌دهد که واژه &amp;amp;laquo;رجس&amp;amp;raquo; در قرآن کریم در معانی متعددی به کار رفته و اطلاق آن بر نجاست اصطلاحی در آیه خمر، بدون قرینه قطعی، قابل اثبات نیست؛ به‌ویژه با توجه به همراهی خمر با اموری که نجاست آنها مورد پذیرش فقیهان قرار نگرفته‌است. در بخش روایی نیز روشن می‌شود که بیشتر روایات مورد استناد برای اثبات نجاست خمر، یا از حیث سند ضعیف و مضطرب‌اند یا از نظر دلالت، تنها بر مانعیت نماز دلالت دارند و ظهور روشنی در نجاست ذاتی ندارند. در مقابل، روایات متعددی با اسناد صحیح یا موثق وجود دارد که به‌صراحت یا با ظهور قوی، بر طهارت خمر و عدم مانعیت آن برای صحت نماز دلالت می‌کنند. برآیند این بررسی نشان می‌دهد که از منظر ادلۀ نقلی و بر پایه اصول فقه الحدیث، اثبات نجاست خمر با چالش‌های جدی روبه‌روست و قول به طهارت آن، دست‌کم در چارچوب تحلیل نقلی، پشتوانه قوی‌تری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزینش هدفمند اسماء الهی در خواتیم آیات سورۀ حشر‏ تحلیل کارکرد معنایی و نقش آن در انسجام سوره</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106512.html</link>
      <description>در ساختار بیانی قرآن کریم، ذکر اسماء الهی در پایان آیات، دارای کارکردهای معنایی و ارتباطی ویژه‌ای با مضمون آیات است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، پیوند معنایی و کارکردهای این اسماء را در پایان آیات سوره حشر واکاوی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اسماء برگزیده در خواتیم، نقشی فراتر از تأیید پایانی آیه یا کارکردی زینتی دارند؛ این اسماء، در عمل، عناصری بنیادین برای تثبیت پیام سوره و تعمیق فهم مخاطب هستند و می‌توان کارکرد آن‌ها را در محورهای مشخصی دسته‌بندی کرد. این اسماء به منزله عناصر انسجام‌بخش، پیوستگی سوره را تقویت می‌کنند (همچون چارچوب ساختاری &amp;amp;laquo;العزیز الحکیم&amp;amp;raquo;). در محور تبیین قدرت، ماهیت الهی پیروزی را بدون اتکا به اسباب مادی آشکار می‌سازند (مانند &amp;amp;laquo;قدیر&amp;amp;raquo;). همچنین در محور عدالت و کیفر، پیامدهای رفتاری را تبیین کرده (نظیر &amp;amp;laquo;شَدیدُ العِقاب&amp;amp;raquo;) و در محور رحمت و امید، نقشی الهام‌بخش و تبشیری برای مخاطب ایفا می‌کنند (چون &amp;amp;laquo;رَؤوفٌ رَحیم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الرَّحمنُ الرَّحیم&amp;amp;raquo;). افزون بر این، در محور علم و نظارت، با اسم &amp;amp;laquo;خبیر&amp;amp;raquo; مبنای تقوا را تحکیم می‌بخشند. در نهایت، این چینش هوشمندانه، عامل پیوند ساختار، تقویت معنا و ارتقای اثرگذاری سوره‌ است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تحول معنایی قوامیت با تکیه بر گفتمان معاصر عربی‏ تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های سنت‌گرایان و تجددخواهان</title>
      <link>https://jqst.ut.ac.ir/article_106514.html</link>
      <description>مفهوم &amp;amp;laquo;قوامیت&amp;amp;raquo; در آیۀ ۳۴ سورۀ نساء، در متون تفسیری معاصر و تحت تاثیر تحولات فکری و اجتماعی سده‌های اخیر، دستخوش تحولی معنایی شده‌است. در خوانش‌های سنتی، به‌ویژه در میراث تفسیری اهل‌سنت، قوامیت غالباً در چارچوب سلطه، استیلا و برتری مردان تفسیر می‌شد؛ اما با پیدایش جهان مدرن و برآمدن جریان نوزایی اسلامی از قرن نوزدهم، این خوانش سلطه‌محور در گفتمان‌های فکری معاصر به چالش کشیده شد و زمینه برای شکل‌گیری قرائت‌های حمایتی از زنان فراهم آمد. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین این تحول معنایی، چگونگی تحقق آن و شناسایی سازوکارهای زبانی و غیرزبانی مؤثر بر آن در بستر گفتمان فکری معاصر عربی است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با تمرکز بر آرای دو جریان سنت‌گرایی و تجددخواهی در بطن این گفتمان، به تحلیل سازوکارهای این تحول معنایی می‌پردازد و این دیدگاه‌ها را به‌منزله شواهدی برای اثبات دگرگونی معنایی قوامیت بررسی می‌کند. یافته‌های تحقیق حاکی از تقابل این دو جریان در تفسیر قوامیت و اختلاف در روش‌های تفسیری است. بر اساس یافته‌ها، سنت‌گرایان معاصر با تکیه بر نص‌محوری، قوامیت را در قالب &amp;amp;laquo;ریاست مسئولانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حمایت&amp;amp;raquo; بازخوانی کرده‌اند؛ درحالی‌که تجددخواهان با رویکردی انتقادی و عقل‌محور، به بازسازی بنیادین این مفهوم پرداخته و آن را از برتری جنسیتی به قلمرو عدالت جنسیتی و مسئولیت اجتماعی منتقل ساخته و حتی امکان قوامیت زنان را مطرح کرده‌اند. بدین‌سان، گفتمان معاصر عربی بیان‌گر گذار تدریجی قوامیت از الگویی اقتدارمحور به الگویی مشروط، کارکردی و عدالت‌گراست.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
